زندگی در جهان هولوگرافی به چه معناست؟

سیر تحول و رشد هولوگرافی
۱۳۹۵-۰۱-۱۴
کاربردهای هولوگرافی در زیرساخت های فناوری
۱۳۹۵-۰۳-۰۱

زمانی که در آینه به خود نگاه می کنید، تصویری که از خودتان می بینید بسیار شبیه شماست اما دقیقا چهره شما را مشخص نمی کند زیرا زمانی که دست راست خود را بلند می کنید تصویر موجود در آینه دست چپش را بلند کرده است. تصویر آینه صرفا یک مجموعه از نور منعکس است که بدن فیزیکی شما در آن وجود ندارد. علی رغم تفاوت هایی که وجود دارد، شما می توانید ارتباط مهمی بین خودتان و تصویری که در آینه مشاهده می کنید بیابید. این نوع ارتباط، شکل قدرتمند و آشنایی از تقارن محسوب می شود. مثلا شما می توانید بگویید شکل قلب یک شکل متقارن است زیرا قسمت راست آن انعکاسی از سمت چپ است. اما تقارن تصویر آینه متفاوت و عمیق تر است. قلب متقارن است زیرا سمت راست و چپ آن شکل یکسانی دارد. تقارن بین شما و انعکاسی که در آینه می بینید، به خاطر قوانین فیزیک است. طبیعت نور، انعکاس شما را ملزم می کند که با شما متقارن باشد. این یک مثال قدرتمند و ظریف از تقارنی به نام دوگانگی است. دوگانگی ارتباطی بین دو چیز است که خواص یکی از آنها، خاصیت دیگری را تعریف می کند. دوگانگی بین ذرات و امواج بخش مرکزی نظریه کوانتوم است. نور یک موج است و دارای طول موجی است که رنگ آن را مشخص می کند. امواج نور می توانند با هم تداخل پیدا کنند و چیزی شبیه لیزر را ایجاد نمایند. نور یک ذره است و می تواند با اتم ها تداخل داشته باشد. دوگانگی موج-ذره بدان معنی است که اشیاء کوانتومی مانند نور یک تقارن بین ذرات خود و موج دارند . آنها ذراتی با خواص موجی و امواجی با خواص ذرات هستند. قدرت نظریه کوانتوم در این است که شما نیازی به تشخیص بین ذرات و امواج ندارید. آنها به سادگی اشیای کوانتومی هستند که دوگانگی دارند . آیا این بدان معناست که جهان یک هولوگرام است؟ دقیقا اینگونه نیست. این پاسخ نشان می دهد که جهان نیز دوگانگی دارد. شاید قدرتمندترین دوگانگی که در فیزیک شناخته شده است اصل هولوگرافی باشد. این اصل معمولا خوب تفسیر نمی شود و برخی از افراد اینگونه برداشت می کنند که جهان یک هولوگرام است اما دقیقا اینگونه نیست. اصل هولوگرافی بیان می کند که تمامی اطلاعات موجود در یک ناحیه از فضا را می توان توسط اطلاعاتی که در سطح آن است مشخص کرد. از لحاظ ریاضیات، این بدین معناست که حجم فضا را می توان به عنوان یک هولوگرام از سطح آن نشان داد .این ایده بسیار عجیب و غریب به نظر می رسد. هتلی را تصور کنید که یک نگهبان در ورودی خود دارد. از آنجایی که همه افراد برای ورود به هتل باید از نگهبانی عبور کنند، او می تواند تعداد افراد ورودی و خروجی به هتل را بشمارد. بنابراین اطلاعاتی که توسط نگهبان ( در سطح) جمع آوری می شود تعداد افراد داخل ( حجم) را به ما می گوید. اصل هولوگرافی این ایده را به طور کلی گسترش داده و از سیاه چاله تا کیهان شناسی قابل اعمال است. در یک سیاه چاله، ما نمی توانیم داخل آن را مشاهده کنیم زیرا جاذبه نزدیک سیاه چاله بسیار قوی است و نمی توان از آن فرار کرد. اما سیاه چاله دارای سطحی است که به عنوان افق رویداد شناخته شده و ما می توانیم همه چیزهایی که در خارج آن قرار دارد را مشاهده کنیم. بنابراین از طریق اطلاعاتی که در نزدیکی افق رویداد قرار دارد ما می توانیم به اطلاعات داخل سیاه چاله پی ببریم. همانطور که قبلا نیز گفتیم، این بدان معنی نیست که جهان ما یک هولوگرام است . جهان ما دارای خاصیت هولوگرامی است . از دیدگاه ریاضیات نیازی نیست بین دو مورد تمایزی قائل شوید . با نگاه کردن به آینه نیز به همین ایده دست پیدا می کنید. آیا دو گانگی بین ما و انعکاسی که در آینه دیده می شود واقعی است؟ ممکن است اینگونه باشد. فرض کنید تصویری که در آینه مشاهده می کنید واقعی بود و شما انعکاس آن بودید. حالا معنای چپ و راست عوض می شود اما فیزیکی که در این رابطه وجود دارد هنوز یکسان است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *